دیکشنری فارسی

yo-yo

معنی کامل و مثال‌ها

/yō´yō´/adj., vi., n., pl.

● (اسباب بازی) یویو

● یویو بازی کردن

● (امریکا - خودمانی) آدم بی‌مصرف، پخمه، بی‌عرضه

● (امریکا - خودمانی) آدم غیرطبیعی، خل

● (عامیانه) در نوسان، ناثابت، نوانشگر، بالا و پایین رونده، ورجه

ریشه و کاربرد

ریشه

From Filipino language, yo-yo is a Tagalog word meaning 'come-come' or 'return'.

مثال

  • He was playing with his yo-yo.
  • She can do tricks with a yo-yo.
  • The company's stock has yo-yoed up and down.

ترکیب‌های رایج

Play with a yo-yo Yo-yo trick Yo-yo dieting

تعریف انگلیسی

noun
  1. a toy consisting of a spool that is reeled up and down on a string by motions of the hand

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن