دیکشنری فارسی

yuck (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/yuk/n., interj.

● (خودمانی)

● (ندای حاکی از تنفر یا دلزدگی یا تهوع) اخ، اه

● هرچیز ناخوشایند، تنفرانگیز، بد، تهوع‌آور

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن