دیکشنری فارسی

zombie

UKzɔmbiː US'zɔmbı

معنی فارسی

مار خداي، خداي افعي مانند

قدرت بحرکت درآوردن اجساد مردگان،

خدايي بشکل مار(در ميان سرخپوستان) ،

روحي که بعقيده سياه پوستانببدن مرده

حلولکرده و انراجان تازه بخشد ، انسان زنده

شد ، ادماحمق

مرده جنباني

جسد متحرک

معنی کامل و مثال‌ها

/zäm´bē/n.

(مذهب برخی سیاهپوستان غرب افریقا و جزیره هائیتی) مار خدای، خدای افعی مانند

(در میان برخی سرخپوستان) قدرت به حرکت درآوردن اجساد مردگان، مرده جنبانی

جسد متحرک

(خودمانی) آدم عجیب و غریب، آدم نعش مانند

نوعی مشروب الکلی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Haitian Creole zonbi, of West African origin; compare Kikongo zumbi ‘fetish’.

مثال

  • The zombie was once a human being.
  • The zombie moved slowly towards its prey.
  • The zombie's eyes were lifeless and cold.

ترکیب‌های رایج

Zombie movie Zombie game Zombie attack Zombie apocalypse

تعریف انگلیسی

noun
  1. a dead body that has been brought back to life by a supernatural force
  2. (voodooism) a spirit or supernatural force that reanimates a dead body
  3. someone who acts or responds in a mechanical or apathetic way “only an automaton wouldn't have noticed”
  4. a god of voodoo cults of African origin worshipped especially in West Indies
  5. several kinds of rum with fruit juice and usually apricot liqueur “Substance Meronyms: rum”

واژه‌های دیگر با معنی «مار خداي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن