دیکشنری فارسی

zonary

معنی فارسی

منطقه اي منطقوي مداري ناحيه اي غشايي جداري

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ rē/adj.

رجوع شود به: zonal

ریشه و کاربرد

Adjective

Relating to or having the form of a zone or zones.

ریشه

Mid 19th century; earliest use found in Richard Owen (1804–1892), comparative anatomist and palaeontologist. From zone + -ary.

مثال

  • Zonary band
  • Zonary placenta
  • Zonary pattern

ترکیب‌های رایج

Zonary band Zonary placenta

واژه‌های دیگر با معنی «منطقه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن