دیکشنری فارسی

zonation

معنی فارسی

ساختمان غشايي ،

طرز پخش و انتشارموجودات در مناطق

جغرافيايي.

معنی کامل و مثال‌ها

/zō nā´shǝn/n.

● زون‌بندی، نواره‌بندی، منطقه‌بندی

● آرایش نواره‌ای، ترتیب ناحیه‌ای

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن