دیکشنری فارسی

zooparasite

معنی فارسی

انگل حيواني حيوان انگل

معنی کامل و مثال‌ها

/zō´ō par´ǝ sīt´/n.

● جانور انگل، زیا انگل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن