دیکشنری فارسی

zygoid

معنی فارسی

وابسته به تخم بارور شده ، تخمي

معنی کامل و مثال‌ها

/zī´goid´/adj.

وابسته به تخم بارور شده، تخمی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن