zygoid
معنی فارسی
وابسته به تخم بارور شده ، تخمي
معنی کامل و مثالها
/zī´goid´/adj.
● وابسته به تخم بارور شده، تخمی
وابسته به تخم بارور شده ، تخمي
/zī´goid´/adj.
● وابسته به تخم بارور شده، تخمی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن