دیکشنری فارسی

zymo-

معنی کامل و مثال‌ها

/zī´mō, -mǝ/

● پیشوند:

● زیما، زیمایه [zymogenesis]

● تخمیر [zymology] (پیش از واکه: zym)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن