آب بندی کردن معنی انگلیسی caulk chink واژههای انگلیسی با این معنی blowout disc ديسک نازک فلزي براي آب بندي کردن، سيستم هاي سيالات laggin عايق بندي، آب بندي کردن، آب بندي ناوها batten down پوشاندن، زهوار گرفتن، آب بندي کردن cocooning رنگ کردن هواپيما، روکش دادن بدنه هواپيما، آب بندي کردن درز وسايل هواپيما plenum chamber محفظه آب بندي شده در توربينهاي گاز که، سبب ملايم کردن و گرفتن نوسانات جريان هوا، ميگردد