آبادی معنی انگلیسی affluence improvement prosperity واژههای انگلیسی با این معنی planning permission اجازه عمران و آبادي اراضي inhabitant place محل مسکوني، آبادي oases واح، واحه آبادي يا مرغزار در ميان کوير oasis واح، واحه آبادي يا مرغزار در ميان کوير life less بيجان، بيروح، بي آبادي improvement بهبودي، ساختمان، اصلاح