آبله معنی انگلیسی pox واژههای انگلیسی با این معنی pock-mark جاي آبله vaccinator آبله کوب vaccination آبله کوبي، تلقيح آبله chickenpox آبله مرغان vaccinate آبله کوبيدن، آبله (کسيرا) کوبيدن، تلقيح کردن horsepox آبله ي اسبي vaccine مايه آبله گاوي، وابسته به آبله (کوبي) vaccine-point سوزن آبله کوبي swine-pox يکجور آبله مرغان pockmark جاي ابله، ابله گون کردن، گود کردن. lymph خلط آبکي، خلط مائي، خون آبکي