آداب و رسوم معنی انگلیسی conventions واژههای انگلیسی با این معنی convenance رسم و سنت، آداب و رسوم relative income hypothesis فرضيه درآمد نسبي، براساس اين نظريه که، توسط جيمز دوزنبري بيان شده مصرف تابع ritualize پرستواره گرايي کردن، پرستشواره گرايي کردن، آداب پرستي کردن