آزادانه معنی انگلیسی ad-lib freely un trammelled unchecked واژههای انگلیسی با این معنی large n آزادي، آزادانه، مفصلا liberally با آزادگي، آزادانه، با فکر بازو روشن loosely بطور شل يا ول، آزادانه، گشاد گشاد cold test آزمايشي براي تعيين حداقل دماي لازم براي، عبور آزادانه سيال cold thrust آزمايشي براي تعيين حداقل دماي لازم براي، عبور آزادانه سيال troll دوره خواندن، دوره اي خواندن، آزادانه و بدون قيد خواندن