آزمایشگاه معنی انگلیسی laboratory واژههای انگلیسی با این معنی test room آزمايشگاه، اطاق آزمايش lab آزمايشگاه laboratories آزمايشگاه invitro در آزمايشگاه flask تنگ آزمايشگاه، قمقمه field laboratory آزمايشگاه صحرايي bunsen gas burner چراغ گازي آزمايشگاه sealab آزمايشگاه زيردريايي laboratory آزمايشگاه اطاق عملياتي laborratories آزمايشگاه اطاق عملياتي material testing laboratory آزمايشگاه مصالح ساختماني ordnance labratory آزمايشگاه جنگ افزار و مهمات sky lab اسکاي لب، آزمايشگاه فضايي damp-land pit curing نگهداري رطوبت بتن براي نمونه هاي، آزمايشي در آزمايشگاه V.D.R.L. = Venereal Disease Research Laboratory، آزمايشگاه تجسس بيماريهاي آميزشي . laboratorial آزمايشگاهي، وابسته به آزمايشگاه وابسته به کارخانه، شيميايي