آسیب دیده معنی انگلیسی hurt unsound واژههای انگلیسی با این معنی cauliflowr ear گوش آسيب ديده brain-injured آسيب ديده مغزي injured muscle عضله آسيب ديده suffering economy اقتصاد آسيب ديده damaged shipments کالاهاي آسيب ديده، محموله خسارت ديده short round فشنگ لق يا آسيب ديده، گلوله اي که کوتاه، خورده باشد (توپخانه) disabled list فهرست بازيگران آسيب ديده و محروم از چند، بازي battlefield evacuation اخراجات پزشکي از ميدان نبرد، تخليه پزشکي، تخليه پرسنل آسيب ديده crocked سياه مست، مست و خراب، شکسته windblown دستخوش باد، در حرکت بوسيله باد.، باد زده