دیکشنری فارسی

crocked

معنی فارسی

سياه مست مست و خراب شکسته آسيب ديده

معنی کامل و مثال‌ها

/kräkt/adj.

● (امریکا - خودمانی) سیاه مست، مست و خراب

● شکسته، آسیب دیده

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'crock' (a pot) and '-ed'. Informal and colloquial usage.

مثال

  • The old car is completely crocked.
  • He came home crocked after the party.
  • The washing machine is crocked again.

ترکیب‌های رایج

Crocked machine Crocked car Crocked on alcohol

تعریف انگلیسی

adjective
  1. very drunk

واژه‌های دیگر با معنی «سياه مست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن