دیکشنری فارسی

zonked

معنی فارسی

مست و خراب سياه مست لول نشئه از خود بيخود کاملا خسته

معنی کامل و مثال‌ها

/zôŋkt/adj.

(خودمانی)

مست و خراب، سیاه مست، (مواد مخدر) لول، نشئه، از خود بی‌خود

کاملا خسته

واژه‌های دیگر با معنی «مست و خراب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن