آشپزی معنی انگلیسی cuisine واژههای انگلیسی با این معنی cookeries آشپزي، خوراک پزي، آشپزخانه cookery آشپزي، خوراک پزي، آشپزخانه cookery-book کتاب آشپزي cookout آشپزي در هواي باز، پيک نيکي که در آن خوراک را در خارج ميپزند، خوراک پخته mistress of cooking زني که در آشپزي دست دارد cuisine آشپزخانه (ودستگاه پخت) سبک آشپزي Chile فلفل قرمز، چيلي، انواع فلفلهاي امريکايي که در آشپزي chili فلفل قرمز، چيلي، انواع فلفلهاي امريکايي که در آشپزي