آفت معنی انگلیسی blight curse pest plague scourge واژههای انگلیسی با این معنی biocide آفت کش pesticide آفت کش blighter آفت بار، شخص يا چيزي که موجب مصيبت وبلا شود، مصيبت بار آدم پست و قابل تحقير organic pesticides آفت کش آلي botanical pesticide آفت کش گياهي vermin جانوران موذي، جانوراني که آفت محصول هستند، حشرات موذي calamities مصيبت، فاجعه، آفت calamitously مصيبت، فاجعه، آفت calamitousness مصيبت، فاجعه، آفت calamity مصيبت، فاجعه، آفت accide حادثه، سانحه، اتفاق mildew پرمک، کپرک، بادزدگي nuisance آزار، مايه آزار، اذيت