آماده پرواز معنی انگلیسی airworthy واژههای انگلیسی با این معنی station time زمان آماده شدن براي پرواز، زمان، بارگيري و آماده شدن هواپيما براي پرواز aircraft scrambling دستور پرواز هواپيما از وضعيت آماده باش، زميني، صدور فرمان درگيري هواپيما با هدف aircraft turn around آماده کردن هواپيما براي پرواز يا اجراي، عمليات combat available آماده به رزم، آماده به پرواز (هواپيما) mission ready اعلام آمادگي هواپيما براي پرواز، هواپيماي آماده براي پرواز، آماده پرواز staging area منطقه سوار شدن، منطقه بارگيري پرسنل و وسايل در بين راه، منطقه سوخت گيري و آماده شدن براي پرواز flyaway شل وول، سبک، گيج