flyaway
معنی فارسی
شل وول، سبک، گيج، فرار، فراري.
رجوع شود به flighty
آماده ي پرواز
معنی کامل و مثالها
/flī´ǝ wā´/adj.
● مواج در باد، در اهتزاز، بادجنبان
flyaway hair
گیسویی که در باد تکان میخورد.
● رجوع شود به: flighty
● آمادهی پرواز
تعریف انگلیسی
adjective
- guided by whim and fancy “flighty young girls”
- (of hair or clothing) worn loose “her flyaway hair” “a flyaway coat”