آنجا
معنی انگلیسی
there thereat yonder
واژههای انگلیسی با این معنی
- there آنجا، در آنجا، به آنجا
- yonder آنجا، آنسو، آنطرف
- thence از آنجا، از آن زمان، پس از آن
- succeeding spot نقطه بعدي که توپ بايد آنجا به زمين، گذاشته شود (فوتبال آمريکايي)
- passing lane فاصله بين دو يار که ميتوان از آنجا توپ، را پاس داد
- cabaret مهمانخانه اي که در آنجا رقص و آواز هنگام، نشستن مهمانها سر ميز داير است
- stroke hole بخشي از بازي گلف که در آنجا امتياز اضافي، به حريف ضعيف داده مي شود
- within living memory تا آنجا که مردمان زنده (يا معاصر) به ياد، دارند
- ashram محل منزوي و آرام که گروهي از هندوان در آنجا، به طور ساده زيست و عبادت ميکنند، آشرام
- therein در آن، در آنجا، از آن بابت
- forecastle قسمت جلو کشتي که در زير عرشه واقع شده و، ملوانان در آنجا بسر ميبرند
- hatcheck وابسته به اتاقچه اي که پالتو و کلاه را هنگام، ورود در آنجا به مستخدم ميدهند
- bandstand سکوي مسقف شده اي که دسته هاي نظامي و، دسته هاي موسيقي در آنجا موزيک مينوازند.
- hydropath establishment بنگاه آب درماني، بيمارستاني که ناخوشيها را در آنجا با آب، درمان مي کنند
- hydrotherapeutic بنگاه آب درماني، بيمارستاني که ناخوشيها را در آنجا با آب، درمان مي کنند
- statitizing فرآيند انتقال يک دستورالعمل از حافظه، کامپيوتر به ثبات هاي دستورالعمل و، نگهداري آن آن در آنجا بگونه اي که براي
- Alexandrian اسکندري، اهل اسکندريه، وابسته به اسکندريه در مصر و يا فرهنگ يوناني