آنها
معنی انگلیسی
their theirs they whom
واژههای انگلیسی با این معنی
- most of them بيشتر آنها
- one of them يکي از آنها
- many of them بسياري از آنها، عده زيادي از آنها
- neck wear کراوات و يقه و مانند آنها، گردن پوش
- roundworm کرمک وکرم گوشت ومانند آنها
- vestiture پوشش : مو وفلس و مانند آنها
- taster خبره شراب و چاي و مانند آنها، خبره، (در قديم) چاشني گير
- nematode کرمک و کرم گوشت و مانند آنها
- overprotect بيش از حد نياز آنها سرپرستي کردن، آقا بالا سر شدن، فزون تيماري کردن
- meatpacking کشتار دامها و بسته بندي گوشت آنها، بسته بندي گوشت
- marking رنگ زني به پر و پوست و مانند آنها، نشان گذاري
- roentgenology شناخت اشعه ي ايکس و درمان با آنها، پرتوشناسي
- whelp بچه (شير و پلنگ وخرس و مانند آنها)، توله، بچه بي تربيت
- pile group دسته شمعهائي که سر آنها را دال بتني، مي پوشاند
- microspacing خصوصيت بعضي چاپگرها که به آنها امکان، مي دهد تا در فاصله هاي بسيار کوچکي حرکت، کنند
- thermoplastics پليمرهاي ساختگي که ميتوان آنها را به، دفعات نرم کرده و به شکل ديگري درآورد
- tzigane وابسته به کوليهاي مجار يا موزيک آنها، کولي مجاري، قبطي مجارستاني
- dispatching priority شماره کارها براي مشخص کردن تقدم آنها
- ultrasonic inspection متد تست غيرمخرب که در آنها ترکها توسط، ناپيوستگي انتشار امواج نوسانات مکانيکي، در فلز آشکار ميشود
- gust lock قفل داخلي سطوح فرامين که از حرکت آنها، در اثر باد شديد جلوگيري مي کند
- bourbonism جانبداري از سلاطين بوربن و امثال آنها، واپسگرايي، ارتجاع
- expired appropriation اقلامي که مدت اعتبار توزيع آنها گذشته، باشد
- pitch line مکان هندسي نقاطي که در آنها مراکز نقاط، تماس يا گام دندانه هاي چرخ دنده يا، دندانه ها اندازه گيري ميشود
- age grouping طبقه بندي اقلام بر حسب عمر قانوني آنها، ليست تعيين عمر قانوني اقلام