ابداع معنی انگلیسی contrivance generation innovation invention origination واژههای انگلیسی با این معنی innovation ابداع، بدعت گذاري، چيز تازه creativity (creativeness=) قدرت خلا قه، قدرت ابداع، قوه ابتکار creativeness قدرت خلاقه، قدرت ابداع، قوه ابتکار creator آفريننده - کردگار - آفريدگار - خالق - هستي، بخش - ابداع کننده bodoni حروف چاپي ويژه اي که توسط نقاش، ايتاليايي گيامباتيستا بدوني ابداع شد. mastermind فکر بکر، داراي نبوغ فکري، ابداع کردن. xerox PARC حروف اختصاري Xerox Palo Alto Research Center، يک مرکز تحقيقاتي مشهور در زمينه کامپيوتر است که از دهه، 1970 تا کنون فعال بوده است. از بين مفاهيم ابداع شده در originationu احداث، پديدآوري، ايجاد nomen اسم، نام.، نامگذار Frankenstein رمان فرانکناشتاين و نام شخصيت اصلي اين، رمان، هر کسيکه توسط کار يا اختراع خود نابود شود VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard CD-ROM/XA شکل مختصر CD-ROM Extended Architecture، يک، قالب CD-ROM که توسط شرکت فيليپس revisionism تجديد نظر طلبي، روش فکري ادوارد برنشتاين آلماني که، ابتدا پيرو مارکس بود ولي بعدا" دکترين