اتحادیه کارگری معنی انگلیسی labor union trade union union واژههای انگلیسی با این معنی labor union اتحاديه کارگري، اتحاديه کارگران syndicalism سيستم اتحاديه اي براي تشکيلات کارگري، سنديکاليسم picketings اعضاي اتحاديه کارگري که در حال اعتصاب، خارج از محل کار خود جمع مي شوند تا، ديگران را نيز به اعتصاب وادارند و نيز WFTU مخفف: فدراسيون جهاني اتحاديه هاي کارگري yellow dog contract قراردادي که براساس آن کارگر حق عضويت، در اتحاديه کارگري را ندارد outsourcing خريد کالا از منابع خارج از کشور يا از منابع، ناوابسته به اتحاديه هاي کارگري checkoff روشي که طي آن بخشي از حقوق اعضاي، اتحاديه کارگري خود به خود کسر ميشود rattening محروم کردن کارگر فني از ابزار کارش به، منظور مجبور کردن او به پيوستن به، اتحاديه کارگري yellow-dog contract قرارداد سگ زرد، قراردادي که بين کارفرما و کارگر منعقد، مي شود و کارگر ضمن اقرار به اين که جزء unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان closed shop قانون عضويت اجباري در اتحاديه هاي، کارگري