اتوبوس معنی انگلیسی bus coach omnibus واژههای انگلیسی با این معنی autobus اتوبوس، خودرو بزرگ جمعي. bus اتوبوس omnibus اتوبوس carfare کرايه اتوبوس، کرايه ماشين. busman راننده اتوبوس، متصدي اتوبوس bus-driver راننده اتوبوس bus bay ايستگاه اتوبوس bus stop ايستگاه اتوبوس standing room (در اتوبوس وغيره)جاي ايستادن. minibus ميني بوس، اتوبوس کوچک trolley car واگن برقي شهري، اتوبوس برقي. airbus هواپيماي ارباس، اتوبوس هوايي trolleybus واگن برقي شهري، اتوبوس برقي. space time شاتل فضايي، اتوبوس فضايي bus terminal ترمينال، ايستگاه اتوبوس transportation in kind وسيله حمل و نقل دولتي يا مجاني اعم از، هواپيما يا کشتي يا اتوبوس jitney اتومبيل پنج سنتي، اتومبيل کرايه اي که 5 سنت کرايه اناست، ميني بوس يا اتوبوس carryall درشکه يک اسبه وچهارچرخه، چنته يا خورجين.، اتوبوس کاميون مانند