اجتناب
معنی انگلیسی
elusion evasion
واژههای انگلیسی با این معنی
- avoidance gradient شيب اجتناب
- evitable قابل اجتناب، پرهيزکردني، چاره پذير
- active avoidance اجتناب فعال
- avoidancae training اجتناب آموزي
- refrainment خود داري اجتناب.
- risk avoider اجتناب کننده از خطر، اجتناب کننده از ريسک
- avoidable costs هزينه هاي قابل اجتناب
- tax avoidance اجتناب از پرداخت ماليات، کاهش بدهي مالياتي
- evasive steering اجتناب از زيردريايي دشمن، حرکت اجتناب آميز ناو
- evasion and scape تاکتيک فرار از اسارت و اجتناب از، دستگيري مجدد به وسيله دشمن، گريز و فرار از دست دشمن
- last chance rule مقررات مربوط به اجتناب از تصادم با، قايقهاي ديگر
- avoidance پرهيز، اجتناب، دوري
- eschewal پرهيز، اجتناب
- avoid پرهيز کردني، اجتناب پذير
- avoidable پرهيز کردني، اجتناب پذير
- eschew پرهيزکردن از، اجتناب مردن از
- inevitable چاره ناپذير، غير قابل اجتناب، حتمي
- avoidless چاره ناپذير، غير قابل اجتناب
- emergency risk ريسک اضطراري، خطرات غير قابل اجتناب اتمي
- abhorrence تنفر، بيم، اجتناب
- unavoidable چاره ناپذير، غير قابل، اجتناب
- terrain avoidance ممانعت خودکار هواپيما از نزديک شدن به، زمين، اجتناب خودکار هواپيما از برخورد
- abstained امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن
- abstaining امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن