احتراق
معنی انگلیسی
combustion ignition
واژههای انگلیسی با این معنی
- seeting on fire احتراق
- burning brand نوع احتراق، علامت احتراق، نيمسوزي
- ignition charge خرج احتراق، خرج اشتعال
- flame out قطع احتراق
- ignition pulse پالس احتراق، ضربه احتراق، ايمپولز احتراق
- ignition circuit مدار احتراق، مدار سيستم جرقه زني
- ignition cable کابل احتراق، سيم سيستم جرقه زني
- igniting point نقطه احتراق، نقطه اشتعال
- igniting agent عامل احتراق
- igniting spark جرقه احتراق
- ignition choke پيچک احتراق
- ignition condition حالت احتراق
- ignition spark جرقه احتراق
- surface burning احتراق سطحي
- combustibility احتراق پذيري، اتش گيري، قابليت احتراق
- premature ignition احتراق زودرس، احتراق نابهنگام، احتراق بيموقع
- ignition voltage ولتاژ احتراق، فشار الکتريکي احتراق
- advanced ignition آوانس احتراق
- combustion area محفظه احتراق
- external combustion احتراق خارجي
- heat of combustion گرماي احتراق
- hot-bulb ignition احتراق سرسرخ
- ignition by contact احتراق تماسي
- ignition control کنترل احتراق