igniting point معنی فارسی نقطه احتراق نقطه اشتعال واژههای دیگر با معنی «نقطه احتراق» focally کانون، نقطه احتراق، مورد foci کانون، نقطه احتراق، مورد focus کانون، نقطه احتراق، مورد