اخراج معنی انگلیسی ejection eviction expulsion ouster shakeout واژههای انگلیسی با این معنی expulsion اخراج، عمل بيرون کردن، دفع ouster اخراج، بي بهره سازي، محروم سازي Rif اخراج، خاتمه دادن به خدمت کسي dislodgement اخراج، ازجابيرون شدگي foul out اخراج expellable قابل اخراج. ejectable قابل دفع يا اخراج. explusion foul خطاي منجر به اخراج excommunicable سزاوارتکفيريا اخراج misconduct penalty جريمه 10 دقيقه اخراج wrongful dismissal انفصال يا اخراج ناروا deportee محکوم به تبعيد يا اخراج، تبعيد شده، اخراج شده . undesireable discharge اخراج به علت عدم صلاحيت، اخراج به علت فساد اخلاق major penalty اخراج بازيگر براي 5 دقيقه minor penalty خطاي کوچک و 2 دقيقه اخراج game misconduct penalty 10 دقيقه اخراج بازيگر خطاکار discharge without honor اخراج به علت عدم صلاحيت خدمتي match penalty خطاي آسيب رساندن عمدي و اخراج yorked توپزن سوخته و اخراج شده کريکت dishonorable discharge اخراج از خدمت به علت عدم صلاحيت، اخراج از خدمت radial line plot روش تعيين محل نقاط با اخراج اشعه، (توپخانه) simultaneous foul خطاي متقابل در يک لحظه و اخراج هر دو، بازيگر penalty time keeper حساب نگهدار پنالتيهاو مدت اخراج بازيگران voidance محل خالي براي استفاده از درآمد کليسايي، اخراج، دفع