اخراج کردن معنی انگلیسی banish dis- discharge dismiss exclude expel oust واژههای انگلیسی با این معنی excommunicate تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن excommunicator تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن excomnunicated تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن excomnunicating تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن ejection دفع، اخراج (بيرون کردن)، تهي سازي reseau شبکه بندي کردن عکس براي انطباق آن با، نقشه، اخراج اشعه banish تبعيدکردن، ازشهربيرون کردن، اخراج بلدکردن expulsion اخراج، عمل بيرون کردن، دفع elimination رفع، برطرف سازي، دفع