ادعا کردن معنی انگلیسی avow claim demand lay maintain purport submit واژههای انگلیسی با این معنی profess ادعا کردن، اضهار کردن، اشکارا معرفي کردن re claim مجددا ادعا کردن، تقاضاي مجدد. arrogate بيخود ادعا کردن، غصب کردن arrogative بيخود ادعا کردن، غصب کردن arrogator بيخود ادعا کردن، غصب کردن pretend to دعوي يا ادعا کردن bluser out با لاف گزاف ادعا کردن challengo مبارزه کردن، ادعا کردن، دعوت کردن assert اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertable اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertible اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertively اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن indict ادعانامه تنظيم کردن بر عليه، يا ادعا نامه متهم کردن lay in اندوختن، ذخيره کردن، ادعا کردن pretend بهانه کردن، وانمود کردن، بخرج دادن threap سرزنش کردن، زدن، اصرار کردن. accuses تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از accusing تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از denunciate تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از incriminator تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از accuse تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از