ارتجاع معنی انگلیسی reaction resilience واژههای انگلیسی با این معنی elasticity قوه ارتجاع، جهندگي، خاصيت فنري driving spring فنر ارتجاع، فنر حرکت دهنده coefficient of restitution ضريب ارتجاع elastic force نيروي ارتجاع driving rod ميله فنر ارتجاع، ميله گرداننده، ميله حرکت دهنده thermoplastic قابل ارتجاع يا نرمش پذير دراثر حرارت. thermoplasticity قابلت ارتجاع يا نرمش پذيري در مقابل حرارت. muscle bound داراي عضلات سفت وسخت، غير قابل ارتجاع، سفت. bourbonism جانبداري از سلاطين بوربن و امثال آنها، واپسگرايي، ارتجاع inelastic بي کش، کش برمدار، بي ارتجاع inelasticity بي کشي، عدم جهندگي، عدم ارتجاع elastic کش دار، جهنده، قابل ارتجاع springy فنري، جهنده، قابل ارتجاع springiness جهندگي، خاصيت، فنري