اردک
معنی انگلیسی
fowl
واژههای انگلیسی با این معنی
- duck اردک، مرغابي، اردک ماده
- duck and drake اردک نر، پرتاب سنگ روي اب بطوريکه قبل از فرورفتن، در اب بچند نقطه از سطح اب بخورد.
- ducks and drakes اردک نر، پرتاب سنگ روي اب بطوريکه قبل از فرورفتن، در اب بچند نقطه از سطح اب بخورد.
- drake اردک نر، مرغابي نر، يکجورتوپ کوچک قديمي
- quack صداي اردک، قات قات، وک وک
- duchess مونث اردک، مرغابي، اردک ماده
- mallard اردک وحشي، بويژه اگر نر باشد
- duckling جوجه اردک، اردک کوچک
- scaup اردک قرمز
- oldsquaw اردک شمالي
- pintail اردک دم دراز
- wildfowl اردک وغازوحشي
- goosander اردک ماهي خوار
- luce اردک ماهي بزرگ
- merganser اردک ماهي خوار
- pickerel اردک ماهي کوچک
- waddle اردک وار راه رفتن، گام برداري کج و سنگين چون اردک
- widgeon انواع اردک هاي آبي، غاز.
- wigeon انواع اردک هاي آبي، غاز.
- scaup duck اردک قرمز اسيا واروپا وامريکا.
- jack salmon (ج.ش) اردک ماهي چشم سفيد امريکا.
- pikeperch انواع ماهيهاي خاردار که شبيه اردک ماهي، هستند
- pochard يکجور اردک اروپايي که سرو گردنش حنايي رنگ، اشت
- gadwall اردک قهوه اي و سيه فام شمال اروپا و امريکا.