از اطراف معنی انگلیسی round واژههای انگلیسی با این معنی drop leaf روميزي اويخته از اطراف ميز. retention area قسمتهايي از ديسک توربين در اطراف ريشه، تيغه ها که تحت نيروي زيادي قرار دارند condensation cloud ابر يا بخار غليظي از قطرات که اطراف گوي، آتشين اتمي را مي گيرد topgallant فرازين، برجسته، بلندتر از اطراف teleran system نوعي سيستم ناوبري که با استفاده از، رادارهاي زميني و سيستم تلويزيوني، هواپيماهاي سرگردان در اطراف محوطه sideboard ميز دم دستي، ميز پاديواري، ميز کناري. seaward بسوي دريا، اطراف دريا، روبدريا.