از بیخ معنی انگلیسی radically واژههای انگلیسی با این معنی radically از بيخ، ازريشه، ازبنياد ablate از بيخ كندن، قطع كردن، (جراحي) بريدن و خارج كردن arm دست (از بيخ شانه تا نوک انگشت)، بازو، اسلحه leg (از بيخ ران تانوک پنجه ه) ساق پا، پايه، ساقه outroot از ريشه کندن، از بيخ درآوردن، قلع و قمع کردن