از بین رفتن معنی انگلیسی corrode die disappear dissolve evaporate fade واژههای انگلیسی با این معنی probability of kill احتمال از بين رفتن، احتمال انهدام winter kill در سرماي زمستان از بين رفتن، زمستان کش. rock erosion از بين رفتن سنگ در اثر خراش red-out از بين رفتن قدرت بينايي هنگام سقوط با، شتاب منفي type ahead ويژگي اي که باعث از بين رفتن کلمه مي شود after-sensation ابقا احساس پس از از بين رفتن عامل مولده آن corrade ساييدن، در اثر سايش از بين رفتن. wear off پاک شدن (رنگ)، تدريجا تحليل رفتن، فرسوده و از بين رفته شدن.