دیکشنری فارسی

corrade

معنی فارسی

ساييدن، در اثر سايش از بين رفتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ rād´/vt., vi.

● آب‌سایی کردن یا شدن (ساییده در اثر فشار آب روان و یا حرکت توده‌های برف و سنگ‌ریزه‌ی موجود در یخچال‌های طبیعی)

* corrasion, n.

آب سایی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'corradere', from 'com-' (together) + 'radere' (to scrape).

مثال

  • The wind and sand will corrade the surface of the stone over time.
  • The acid used in the experiment began to corrade the metal.
  • The constant friction started to corrade the material.

ترکیب‌های رایج

Corrade away Corrade surface Corrade material Corrade exterior

تعریف انگلیسی

verb
  1. wear away “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «ساييدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن