از خود بی خود معنی انگلیسی frantic wild واژههای انگلیسی با این معنی slaphappy گيج (در اثر مشت خوردن)، سرمست، از خود بي خود PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي ROM BIOS سرنام عبارت "read-only memory basic input/output، " system، مجموعه روالهاي نرم افزاري است که به همراه custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح spent بي رمق، نيروي خود را از دست داده، از پا درامده self supporting country کشور متکي به خود، کشوري که از جهات مختلف به خود متکي و از، خارج بي نياز باشد perfunctory از سر خود واکن، سرسري کارکن، بي مبالات spontaneous ناشي از طيب خاطر، خود بخود، خود self evidence خود اشکاري، وضوح في نفسه، بي نيازي از اثبات misalliance عروسي با پست تر از خود، پيوند ناجور، وصلت بي تناسب abiogenesis ايجاد موجود زنده از مواد بي جان، توليد خود بخود independence استقلال، ازادي، بي نيازي از ديگران detribalize بي قبيله کردن، از قبيله خود جدا شدن.