از قبل معنی انگلیسی ahead already before beforehand prior واژههای انگلیسی با این معنی antebellum قبل از جنگ، قبل از جنگ داخلي امريکا. prewar قبل از جنگ، پيش از جنگ prelanding قبل از فرود، قبل از پياده شدن از ناو precritical قبل از بحران، مقدمه بحران، قبل از وخامت. antemeridiem قبل از ظهر . preflight قبل از پرواز sub judice قبل از محاکمه، مورد مطالعه دادگاه، بدون تصميم قضايي. preganglionic قبل از عقده عصبي، وابسته به جلو عقده عصبي. pre-packing بسته بندي از قبل pre-paid از قبل پرداخت شده، پيش پرداخت preignition احتراق قبل از وقت، پيش افروزش. prepuberty دوره قبل از بلوغ. preassault اقدامات قبل از هجوم، قبل از هجوم premenstrual قبل از قاعدگي زنان. preterminal واقع شونده قبل از مرگ، پيش انتهايي. precancerous وابسته به قبل از سرطان، مرحله قبل از سرطاني. premix قبل از مصرف مخلوط کردن، پيش اميختن. pretrial وابسته به قبل از محاکمه، پيش دادگاهي، بررسي قبل از محاکمه forenoon watch پاس قبل از ظهر (دريايي) pre-tax profit سود قبل از پرداخت ماليات proteranthy گل اوري قبل از برگ اوري. prebubertal وابسته بدوره قبل از بلوغ. prepuberal وابسته بدوره قبل از بلوغ. precursor sweeping مين روبي قبل از عبور ناوگان، پاک کردن مين قبل از حرکت ناوگان