از پشت
معنی انگلیسی
backward
واژههای انگلیسی با این معنی
- hook tackle تکل از پشت
- outherod از پشت بستن، در لاف و گزاف يا سخت دلي از هيروديس گرو بردن
- back side attack حمله از پشت، پس تک
- backside attack حمله از پشت
- back drill از پشت سوراخ کردن
- backlight از پشت نور دادن به، از پشت روشن کردن
- backward somersault پشتک از پشت (شيرجه)
- backhand stroke ضربت چوگان از پشت سر.
- back dive شيرجه از پشت و فرود با پا
- back drilling attachment تجهيزات سوراخ کردن از پشت
- stomach throw افکندن حريف از پشت (جودو)
- turnaround jump shot پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
- turnaround jumper پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
- suicide pass پاس به دريافت کننده از پشت سرش
- backhand cast انداختن قلاب ماهيگيري از پشت دست
- arytenoid وابسته به هر يک از دو غضروف پشت حنجره، آريتنوييد، وابسته به هر يک ازعضلات حنجره
- window shopper کسي که فقط از پشت ويترين کالاهاي عرضه، شده را تماشا ميکند.
- long leg يکي از مواضع توپگير پشت ميله ها (کريکت)
- passout پاس از پشت دروازه به يار در جلوي دروازه
- head pole تيري که از پشت اسب تاکنار سرش ادامه دارد
- muslin يکجور پارچه پشت نما که از آن جامه هاي زنانه، درست مي کنند، مشمش
- mousseline يکجور چيت پشت نماکه اصل آن از موصل بوده است
- back bonding تشکيل پيوند برگشتي، تشکيل پيوند از پشت
- peach and straddle لنکه، وقتي حريف از پشت بغل کرده پاي او، را از وسط پا مي گيريم