ازلی معنی انگلیسی eternal preexistent primordial pristine واژههای انگلیسی با این معنی pre-existent ازلي primordial image صورت ازلي primordial element عنصر ازلي (اسطقس) eternal ابدي، ازلي، جاوداني sempiternal ابدي، ازلي، جاوداني eterne ابدي، ازلي، جاوداني increate افريده نشده، ازلي aeon قرن ازل، قوه ازلي eon قرن ازل، قوه ازلي preexist قبلاوجود داشتن، ازلي بودن، قبلاموجود شدن. refugium سرزمين دست نخورده، ناحيه ي ازلي everlasting جاوداني، ابدي، ازلي preexistent از پيش بوده، سابق الوجود، ازلي innascible خودزي، زايده نشده، ازلي uncreated غير مخلوق، ابدي.، ازلي asymptote خط، مجانب، مماس ازلي asymptotic خط، مجانب، مماس ازلي asymptotical خط، مجانب، مماس ازلي