اسبدوانی
معنی انگلیسی
turf
واژههای انگلیسی با این معنی
- horseplayer شرطبند (اسبدواني)
- post time زمان شروع اسبدواني
- water jump مانع آبي (اسبدواني)، چاله آبي در مسير دو 3000 متر با مانع
- prep دو تمريني (اسبدواني)
- elimination heat دوره مقدماتي (اسبدواني)
- nightcap آخرين مسابقه (اسبدواني)
- placing judge داور خط پايان (اسبدواني)
- turf accountant متصدي شرطبندي (اسبدواني)
- far turn پيچ سمت جايگاه (اسبدواني)
- patrol judge داور برج طول مسير اسبدواني
- flat race مسير هموار بي مانع اسبدواني
- training track مسير تمريني مسابقه اسبدواني
- catch driver راننده اجير ارابه (اسبدواني)
- one day event مسابقه پرش يک روزه (اسبدواني)
- early foot سرعت بيش از حد در آغاز اسبدواني
- free-legged بدون کلاف پا در مسابقه اسبدواني
- handride اسبدواني بدون کمک مهميز يا شلاق
- conditional race مسابقه مشروط با ارابه (اسبدواني)
- turfman صاحب اسب و علاقه مند به اسبدواني
- clubhouse turn انحناي پيست اسبدواني پس از خط پايان
- condition book کتابچه حاوي شرايط و مقررات اسبدواني
- highweight handicap مسابقه اسبدواني با امتياز متفاوت وزن
- brush and rails مانعي مرکب از بوته و تير در بالاي آن، (اسبدواني)
- double oxer مانع بوته اي با دو تير در جلو و عقب، (اسبدواني)