استخر معنی انگلیسی lake pond pool واژههای انگلیسی با این معنی lin استخر، درياچه کوچک، ابشار water reservoir استخر، آب انبار، درياچه (يزد) swimming pool استخر شنا millpond استخر آسياب، حوض آسياب، تنوره ي آسياب long course استخر 50 متر wading pool استخر کودکان. accelator استخر ته نشيني poolside کنار استخر شنا diving well قسمت عميق استخر indoor swimming pool استخر سر پوشيده flip turn برگشت انتهاي استخر، سالتو inward dive شيرجه پشت به استخر pondage گنجايش حوض يا استخر، انباشتن اب در حوض يا استخر baths استخر شناي سرپوشيده olympic-size pool اندازه و طول استخر المپيک 50 در 21 متر dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر براي شيرجه، جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زير آب، غواص pond حوض، استخر، دريا persepolitan وابسته به ويرانه هاي تخت جمشيد يا شهر فارسه، اهل فارسه يا استخر Lake درياچه، آب انباشت، استخر technical foul خطاي فني، بازي با توپ واترپولو در حال، ايستادن کف استخر