استقامت معنی انگلیسی endurance perseverance persistence stamina staying power strength support واژههای انگلیسی با این معنی strenght استقامت، استحکام، قدرت dogged persererance استقامت سخت reluct استقامت کردن، شوريدن، بي ميلي نشاندادن. power endurance توان استقامت distance man دونده استقامت distance runner دونده استقامت endurance race مسابقه استقامت، مسابقه اتومبيلراني استقامت enduro مسابقه استقامت، مسابقه اتومبيلراني استقامت muscular-endurance استقامت عضلاني fartlek تمرين دو استقامت interval trailing تمرين استقامت و آماده سازي deutsch rivet نوعي پرچ کور با استقامت زياد middle distance race دو نيمه استقامت 800 تا 1500 متر thermoduric قادر به استقامت در برابر حرارت زياد، دماپاي. distance medley دو استقامت امدادي شامل 1200 800 400 و، 1600 متر kill off سرعت گرفتن غيرعادي در مسابقه دو استقامت، براي خسته کردن حريفان y-alloys آلياژهايي از آلومينيم که ميتواند استقامت، خود را تا دماي 250 تا 330 درجه سانتيگراد، حفظ کند tolerance dose دوز دريافتي قابل استقامت از تشعشعات اتمي perseverance پشت کار، استقامت، مداومت persevering پشتکاردار، با استقامت، مصر در کار perseverant پشت کاردار، با استقامت، باثبات holdout دوام آوردن، استقامت کردن، اعتصاب persevere پشتکار داشتن، استقامت داشتن، استقامت به خرج دادن standard bred اسب امريکايي پرورش يافته براي مسابقه، سرعت و استقامت