استنشاق معنی انگلیسی draft inhalation sniff واژههای انگلیسی با این معنی inhaler استنشاق کننده، بو کشنده indoklon therapy درمان با استنشاق اندوکلون asbestosis بيماري ريه در اثر استنشاق ذرات پنبه ي نسوز inhalation فرو بري، استنشاق، نفس کشي inhalator اسبابي که با ان بخاري را درشش فرو برند، اسباب استنشاق inspiration دم فرو بري، شهيق، استنشاق inspirationally دم فرو بري، شهيق، استنشاق imbibition اشام، جذب، استنشاق inspire فرو بردن، در کشيدن، استنشاق کردن inspiringly فرو بردن، در کشيدن، استنشاق کردن inhale در کشيدن، در شش فرو بردن، استنشاق کردن inhalant فروبرنده، درگشنده، استنشاق کننده frowst بوي ناه، بوي بد دراطاق، بوي ناه استنشاق کردن