اسکاتلندی
معنی انگلیسی
Scotch Scots Scottish Scot
واژههای انگلیسی با این معنی
- Scottish اسکاتلندي، گويش انگليسي متداول در اسکاتلند، لهجه ي اسکاتلندي
- Scotch اسکاتلندي، زباناسکاتلندي، ويسکي اسکاتلندي
- Erse اسکاتلندي، زبان گالي.
- north briton اسکاتلندي
- scotish اسکاتلندي
- Scotsman اسکاتلندي.
- clydesdale اسب اسکاتلندي، اسب کلايدزديل
- Scotchman مرد اسکاتلندي
- collie سگ گله اسکاتلندي
- colly سگ گله اسکاتلندي
- kirkman عضوکليساي اسکاتلندي، کشيش، عضو کليسا
- scotticize اسکاتلندي مه اب شدن
- Scotticism واژه يااصطلاح اسکاتلندي، عبارتاسکاتلندي، لهجه اسکاتلندي
- Glengarry کلاه مردانه ي اسکاتلندي، کلاه کپي اسکاتلندي
- scotch opening گشايش اسکاتلندي (شطرنج)
- skye terrier سگ کوچک وپا کوتاه اسکاتلندي.
- claymore شمشيردودمه اسکاتلندي هاي پيشين
- Gaelic زبان سلت هاي اسکاتلندي وايرلندي، وابسته به سلتهاي اسکاتلند
- aberdeen angus گاو بي شاخ پرواري اسكاتلندي
- mountain dew ويسکي اسکاتلندي که بطور قاچاق در، کوهستانهادرست مي کنند
- kelpie (د رافسانه هاي اسکاتلندي) جن اسبي
- kelpy (د رافسانه هاي اسکاتلندي) جن اسبي
- goring gambit گامبي گورينگ در بازي شطرنج اسکاتلندي
- maud يکجور پارچه پيچازي که شبانان اسکاتلندي، ميپوشند، يکجور گليم سفري