اسکاندیناوی معنی انگلیسی Norse Scandinavia Scandinavian Nordic Norseman واژههای انگلیسی با این معنی Scandinavia اسکانديناوي، اسکانديناو، رجوع شود به PeninsulaScandinavian Scandinavian اسکانديناوي، زبان اسکانديناوي saga افسانه اسکانديناوي skald شاعر قديمي اسکانديناوي، داستان نويس. laplander اهل در شمال اسکانديناوي، زبان لايلاندي Brunhild (در حماسه ي اسکانديناوي (برون هيلد sea king دزد دريايي اسکانديناوي د رقرنهاي ميانه Nordic وابسته به نژاد مردمقد بلندو سر درازو موبورکه در، اسکانديناوي، پرش با اسکي nordic council شوراي شمالي، شوراي اسکانديناوي، مجمع متشکل از نمايندگان دانمارک lapponian زبان لايلاندي، درشمال اسکانديناوي northland سرزمين شمالي، بخش شمالي کشور، شبه جزيره ي اسکانديناوي praam کرجي ته پهن، باري يا توپدار، کرجي يا پارويي اسکانديناوي Norse زباننروژ، اهلاسکانديناوي، نروژي