اسکناس
معنی انگلیسی
bank note bill paper money
واژههای انگلیسی با این معنی
- folding money اسکناس، پول کاغذي.
- paper currency اسکناس، پول کاغذي.
- assignants اسکناس
- bank notes اسکناس
- bank of issue بانک ناشر اسکناس
- banknote اسکناس (درانگليس)
- odd money يک اسکناس 10 ريالي
- assignat اسکناس (در شورش فرانسه)
- long green (ز.ع.- امر.) اسکناس پشت سبز، دلار کاغذي پشت سبز.
- treasury note اسکناس صادره از طرف خزانه .
- fiver اسکناس پنج ليره اي ياپنج دلاري، ضربه اي که برابرباپنج ضربه
- shinplaster اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه .، اسکناس بي ارزش، کاغذ پاره
- centesimo سکه يا اسکناس برابر يکصدم ليره، سکه ي برابر يکصدم پزو
- billfold دفترچه جيبي براي گذاشتن اسکناس، کيف جيبي اسکناس.
- bank-bill برات بانک، اسکناس
- bankbill برات بانک، اسکناس
- paper money پول کاغذ، اسکناس
- bank note پول، اسکناس
- half-note نيم گرد، اسکناس نيمه
- gold standards سيستم پشتوانه طلا، حالتي که پشتوانه اسکناس يا پول کشوري، طلا باشد
- wallet خرجين، کيف بزرگ که بتوان اسکناس را تا نکرده در آن، جاي داد
- greenback پشت سبز، پشت قرمز، اسکناس
- pocketbook کيف بغلي، جز دان، جاي کاغذيا اسکناس
- metalist فلزکار، فلزگر، ايخشتگر