اشباع شده معنی انگلیسی saturated واژههای انگلیسی با این معنی saturated اشباع شده، سير (اب)، يکدست subsaturated نيمه اشباع شده، نزديک به اشباع. saturated air هواي اشباع شده saturated fat چربي اشباع شده saturated transistor ترانزيستور اشباع شده . oilite bushing بوش مخصوصي از جنس برنز اشباع شده با روغن geraniol گرانيول، الکل اشباع شده مايع و معطر. sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي